درون و بیرون

حرف هایی ناگفتنی از درون و بیرونم

تبلیغات تبلیغات

سمیه!

سال ها پیش یه دوستی داشتم توی یه مدرسه بودیم خیلی من رو دوست داشت ولی من نمیدونستم چرا انقدر دوستم داره اسمش سمیه بود زیاد درس نخوند شاید فقط ابتدایی و بعد رفت دنبال آرایشگری و... ولی من مشغول درس و مشق و زندگیم بودم همیشه بهم زنگ میزد و از اینکه چرا بهش زنگ نمیزنم گلایه میکرد و دفعه بعد هم قبل از اینکه من بهش زنگ بزنم اون زودتر سراغم رو میگرفت و دوباره گلایه داشت از اینکه خبری ازش نگرفتم و من نگاه میکردم و میدیدم خب تازه با هم حرف زده بودیم دیگه! هیچ وقت
برچسب‌ها: نمیدونستم, آرایشگری
درون و بیرون ، ۱۴۰۳-۰۵-۳۰ ، متفرقه
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

آخرین مطالب این وبلاگ

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها